به گزارش روابط عمومی و معاونت پژوهش مدرسه، نشست عصرانه علمی با موضوع تاثیرگذاری فلسفه در تفسیر قرآن کریم برگزار شد.
نشست عصرانه علمی با موضوع تاثیرگذاری فلسفه در تفسیر قرآن کریم با ارائه حجت الاسلام و المسلمین احسان کرمانشاهانی در تاریخ 5 خرداد 1404 با حضور اساتید و طلاب گرامی برگزار شد.
خلاصه نشست(تولید شده توسط هوش مصنوعی)
1️⃣ نقش پیشینی فلسفه در تفسیر
🔹 فلسفه (و علوم عقلی به طور عام) یک نقش مقدماتی و زیربنایی نسبت به تفسیر دارد.
این نقش پیشینی حتی نسبت به علومی مانند اصول فقه نیز وجود دارد.
🔹 فلسفه با ارائه یک فهم از جهان، زبان، دلالت و تفهیم و تفهم، زمینه و امکان تفسیر را فراهم میکند.
🔹 مباحثی مانند اینکه
آیا متن قابل تفسیر است؟ تفسیر چیست؟
معیارهای تفکیک تفسیر از سایر فعالیتهای علمی درباره متن چیست؟ معنا چیست؟
آیا معنا قائم به نویسنده است یا مستقل از او؟ نقش خواننده چیست؟
آیا هر متنی قابل تفسیر است (متن عرفی یا متن الهی)؟
اینها مباحثی هستند که فلسفه پیش از شروع تفسیر به آنها میپردازد و در تفسیر اثرگذارند
🔸 این مباحث مباحثی عقلی هستند که چه به نام فلسفه یا هر نام دیگری، زمینه ورود به تفسیر را فراهم میکنند.
🔸 در سنت اسلامی، کمتر به این مباحث پرداخته شده بود، چون بستر مشترکی مورد قبول همه بود که اکنون به چالش کشیده شده است.
—
2️⃣ تفاسیر فلسفی (دو معنا)
❌ معنای اول (مردود و مذموم):
🔹 این نوع تفاسیر، نتایج و دستاوردهای علوم دیگر (فلسفه، فیزیک، شیمی، عرفان و…) را گرفته و بر قرآن “تحمیل” میکنند و آیات را با آنها تطبیق میدهند.
🔹 هدف در این نوع تفسیر، فهم پیام قرآن نیست، بلکه استفاده از قرآن به عنوان ابزاری برای مقبولیت بخشیدن به مقاصد علمی یا فلسفی خارجی است.
🔹 این روش حتماً مذموم و مردود است و بزرگانی چون ملاصدرا و علامه طباطبایی (در مقدمه المیزان) با آن مخالفت کردهاند.
🔹 این در حقیقت “تفسیر” نیست، بلکه تحمیل معنا به متن است. نمونههایی از آن در تاریخ اسلامی وجود داشته است.
✅ معنای دوم (مقبول):
🔹 این نوع تفاسیر شامل مباحث فلسفی (یا علمی، اخلاقی، روایی و…) در ذیل آیات قرآن هستند، اما به روش تحمیلی عمل نمیکنند.
🔹 در این روش، ابتدا با استفاده از روشهای متداول تفسیری (لغت، سیاق، داوری بین اقوال مفسران و…) ظاهر معنای آیه کشف میشود.
🔹 سپس، به مناسبت آیه، مباحث مرتبط فلسفی، اخلاقی، عرفانی و روایی ذیل آن مطرح میشود.
🔹 این به این دلیل است که در سنت اسلامی، گاهی تفسیر به مجموعه معارفی گفته میشود که به بهانه آیه مطرح میگردند.
🔹 تفسیر ملاصدرا نمونهای از این نوع تفسیر است. او ابتدا به مباحث تفسیری میپردازد و سپس به تناسب آیات، مباحث فلسفی و غیر تفسیری را میآورد.
🔹 علامه طباطبایی در المیزان نیز همین روش را ادامه داده، اما با نظمدهی و تفکیک این مباحث (عناوین بحث فلسفی، بحث علمی، بحث روایی و…) از مباحث تفسیری، کار را برای خواننده روشنتر کرده است.
3️⃣ نقش ایجابی فلسفه در مواجهه با متن تفسیر
📘 قانون اصالت ظهور (حجیت ظاهر متن) برای متون تخصصی با متون عمومی متفاوت است.
📘 برای فهم متون تخصصی، عرف عام نمیتواند مرجع باشد و باید به متخصصان آن فن مراجعه کرد. خود عرف نیز این را میفهمد.
📘 اینکه ادعا شود تمام قرآن برای فهم عرف عام نازل شده و ظهورات آن مطلقاً برای عرف عام حجت است، توسط خود عرف در مواجهه با متون تخصصی نقض میشود.
📘 وقتی قرآن یا روایات به موضوعات تخصصی (مانند طب، مباحث هستیشناسانه و فلسفی) میپردازند، فهم ظهور آنها نیازمند مراجعه به متخصص آن رشته است.
📘 این جنبه ایجابی حضور فلسفه (و سایر علوم تخصصی) در تفسیر است.
—
4️⃣ روش ضابطهمند استفاده از علوم تخصصی (از جمله فلسفه) در تفسیر (روش علامه طباطبایی)
🔹 1. تفقه بدوی در متن: پیامهای متن (قرآن/روایت) درباره موضوع خاص، مستقل از هر علم بیرونی و با روشهای فهم متن استخراج و ظهورات ابتدایی لیست شود.
🔹 2. تحقیقات تخصصی: در مورد همان موضوع، تحقیقات علمی/فلسفی مستقل از متن انجام شده و نتایج منظم شود.
🔹 3. عرضه پیامهای متن به تحقیقات تخصصی: یافتههای متن (گام 1) به متخصص آن رشته (گام 2) عرضه شود و از او پرسیده شود:
آیا موجود یا واقعیتی با این خصوصیات در علم شما وجود دارد؟
🔹 4. نتیجه:
➖ اگر متخصص بگوید “چنین چیزی در علم من شناخته نشده”، معنای متن فعلاً در “قوطی نمیدانم” قرار میگیرد، نه اینکه متن غلط باشد یا به زور تاویل شود.
➖ اگر متخصص بگوید “بله، در علم من واقعیتی با این خصوصیات شناخته شده”، آنگاه این یافته علمی میتواند منطبق بر آن چیزی باشد که قرآن به آن اشاره میکند.
🔸این روشی است که عقلا معتبر میدانند برای فهم ظهور متن در این گونه موارد.
5️⃣ رابطه قرآن و وحی با فلسفه (نقش معلم)
🔹 قرآن، وحی و اهل بیت (ع) نقش معلم را برای عقل بشر و فلسفه ایفا میکنند، نه صرفاً مرجع تقلید کورکورانه.
🔹 معلم چیزی را یاد میدهد که شاگرد با فهم دلایل آن را میپذیرد، نه صرفاً چون معلم گفته است.
🔹 متون وحیانی میتوانند ایدهها یا مسائلی را مطرح کنند (مانند برهان صدیقین) که فیلسوفان را به فکر و تحقیق واداشته و به نتایج عقلی مستقلی (که مستند به متن نیستند اما از آن الهام گرفتهاند) برسند.
🔹 این نقش معلمی باعث فلسفه اسلامی میشود که تحت تعلیم وحی است.
—
6️⃣ نکات مهم تکمیلی (از بخش پرسش و پاسخ)
📌 اعتبار گزارههای فلسفی:
اعتبار گزارههای فلسفی مانند هر علم دیگری، به مبانی معرفتشناسانه خود آن علم بستگی دارد. اگر علمی معتبر باشد و درباره واقعیتی سخن بگوید که قرآن نیز بدان پرداخته، نمیتوان یافتههای آن علم را در تفسیر نادیده گرفت.
انسان در ساحت معرفت وحدت دارد و نمیتواند تناقض را بپذیرد.
📌 تعارض احتمالی با علم:
اگر ظهور بدوی متن با یقین به معنای اخص و برهان در یک علم تخصصی معتبر تعارض کامل داشته باشد، آن برهان میتواند قرینهای عقلی باشد بر اینکه ظهور ابتدایی متن مراد جدی نیست. این با قواعد عقلایی فهم کلام سازگار است.
📌 نص:
اگر متنی واقعاً “نص” (به معنای یقینی، مطابق با واقع، از منبع معصوم) باشد، احتمال یا حتی برهان مخالف باعث میشود آن نص از نصوصیت بیفتد، چرا که با یقین معارض شده است. این بحث بر اساس قوانین اصولی است.
📌 مخاطب قرآن:
خود قرآن نشان میدهد که فهم کامل آن برای همه یکسان نیست و برای اهل ایمان و تقوا هدایتبخشتر است.
تقسیمبندی آیات به عمومی و تخصصی به معنای محدود کردن مخاطب آیات تخصصی به متخصصان نیست، بلکه به معنای ضرورت استفاده از روش فهم عقلایی شامل کمک گرفتن از متخصص برای آن بخش از محتوا است.
فهم متن تخصصی توسط متخصص، در واقع تعمیق ظهور برای آن موضوع خاص است که حتی عرف عام نیز در زندگی روزمره آن را میپذیرد.
متن نشست
صوت نشست
گزارش تصویری نشست





















